Friday, March 21, 2003

وقت كردي اينجا رو بخون:.

چهره سياه بشريت ... يكي ايمان ملتي رو در سطح وسيله اي براي سو است�اده از خودشون پايين مياره، يكي احساسات خالص مردم رو براي تبليغات و �روش محصولاتش به كار مي گيره، اين يكي هم، به اسم انسانيت، مي خواد چندصدهزار انسان بيگناه رو بكشه و چند ميليون ديگه رو بي خانمان بكنه.

نه مي گم مرگ بر بوش، نه مي گم مرگ بر جمهوري اسلامي. �قط مي گم لعنت به تمام اونهايي كه به خاطر منا�ع شخصيشون حاضرند دست به هر كار پليدي بزنند!

اين هم نامه ايه از پائولو كوئليو خطاب به جورج بوش. به نظرم جالب اومد.
امروز حالم خيلي خوب بود. دلم مي خواست زندگي رو در آغوش بگيرم، به همه لبخند بزنم، بين رهگذرها شكلات پخش كنم و داد بزنم:‌ بهارتون مبارك

اگه سال ديگه براي من به خوبي سالي كه گذشت باشه، هيچ شكايتي ندارم!
(البته اگه يه معجزه اي پيش بياد، من بتونم هم به علا�يهام برسم و هم نمره هام رو بالا نگه دارم، بد نميشه!)
سه تا آتيش نه چندان بزرگ،‌ با �اصله كم از همديگه... دور و ور آتيشها پر بود از بر�هاي كهنه كه آماده آب شدن بودند. طوريكه وقتي مي پريدي، پات سر مي خورد و ممكن بود با كله بخوري زمين.
ولي درهرحال، زرديها داده شد و سرخيها گر�ته شد. آهنگهاي جوادي خونده شد و خوش گذرونده شد.

به نظر من، اينكه اين ور دنيا، تو يه شهر دانشجويي كوچيك، اينقدر ايروني پيدا بشه كه چهار شنبه سوري برگزار كنند، خيلي اميدواركننده است.